“




افرا تاب بارسنگین شهرت را ندارد

لی لی اسلامی | 21 دی 1386


عنصر شهرت همیشه کار خودش را می کند.حتا در سرد ترین روزهای سال ما را به تالار وحدت می کشاند تا پس از ساعت ها انتظار برای خرید بلیط، نمایش تازه بهرام بیضایی را ببینیم.آمدن نمایشی تازه از بیضایی نیازی به هزینه تبلیغات یا حتی پخش بروشور ها به تعداد بینندگان ندارد؛آقای کارگردان آنقدر اعتبار دارد که از چند ماه قبل تیتر یک صفحات فرهنگی روزنامه ها باشد و هنوز پیش فروش بلیط نمایشش قطعی نشده،صف های دراز هوادارانش مقابل گیشه ها شکل بگیرد.

شاید پیش از دیدن نمایش،«افرا یا روز می گذرد» را بارها و بارها خوانده باشیم و حالا نمایشنامه ای با ساختار منسجم(گرچه با موضوعی کلیشه ای)و سیمای بازیگران نام آشنای تئاتر و آوای دلنشین مامک خادم که آغاز ماجراست،ما را مطمئن می کند که تالار وحدت را بیهوده انتخاب نکرده ایم. مضمون کلی متن،همان کلیشه آشنای توانمندان بی مال و ثروتمندان ناتوان است و حکومت حزب باد در شهر."افرا یا روز می گذرد" ماجرای نافهمی های بشر از یکدیگر و ستم های قومی طماع و دهان بین به هم است."افرا"معلم و معتمد شهر است وچون نام اش استوار و محکم ؛ به همراه مادر خواهر و برادر کوچکش در خانه شازده زندگی می کنند.خانم شازده نماینده همان مردم خون پرست و خود ستاست که می خواهد تاوان بی لیاقتی قومش را از دیگران بستاند.پدر افرا شهیدی است که از فداکاری اش در راه مردم تنها نشان لیاقتی برای خانواده اش مانده است و...

نمایش با روایات آغاز می شود. بازیگران روایت می کنند و از دل آن تصویر ساخته می شود و نمایش جان می گیرد. تماشاگر از آغاز نویسنده را در صحنه می بیند و بازیگری در لحظه های اوج از او می خواهد که به تماشای ادامه ماجرا بنشیند. واژه "گفتم " که مدام از زبان شخصیت ها بیرون می آید یادآوری می کند که آنها تنها روایتگر روایت های خویش اند و به تماشاگر اجازه پذیرفتن بازیگران را فراتر از مقام یک راوی نمی دهد.افرا خوانشی است که بازیگران مجموعه از یک رویداد دارند. فاصله گذاری های بیضایی در جریان نمایش ما را مطمئن می کند به تماشای ماجرایی تمام شده نشسته ایم. گرچه اغراق در استفاده از این فاصله گذاری های دلنشین در قسمت هایی تکراری و دستمالی شده به نظر می رسد.

صدای دلنشین مرضیه برومند ،حرکات موضن دستش و اجرای قدرتمندش او را به عنوان خانم شازده ای خودستا برای ما پذیرا می کند اما حسن پورشیرازی در نقش صاحب مغازه شش دهنه حتا با اجرای زیبایش هم چندان موفق نیست.پورشیرازی گرچه بازیگر قدری است اما در همان قالب همیشگی ظاهر می شود.حرکات دست ، خنده ها و حتی خشم های آشنای او ما را به یاد نقش هایش در سگ کشی و حتی سریال نرگس می اندازد و این بازیگر را در ساختن شخصیتی متفاوت و بدیع (که اساس یک بازی موفق است)قدرتمند نشان نمی دهد.ارتباط ناقص برقرار می شود:پور شیرازی بیشتر از آنکه صاحب مغازه باشد بازیگر نقش های پیشین اش است.

مادر افرا با بازی سهیلا رضوی را می توان یکی ازدلنشین ترین نقش های این نمایش دانست سهیلا رضوی با اجرای موفق دیالوگ ها،بیننده را از ایجاد تحول در یک شخصیت از آغاز تا پایان نمایش مطمئن می کند.اوچندان نیازی به بکار گیری واژه ها ندارد و از قدرتمند ترینبازیگران این مجموعه در بازی در سکوت است.

اصرار شخصیت های"افرا"در اثبات خود با استفاده زیاده از حد از دیالوگ ها بیننده را کمی خسته می کند و نشستن روی صندلی برای 130 دقیقه را دشوار.انگار کارگردان در تمام این 130 دقیقه ترس از این دارد که تماشاگرش پیام را کامل و درست دریافت نکند؛که این خود مانعی می شود در ارتباط موفق تماشاگر و مجموعه.

شاید اگر نام بیضایی را ازبروشور افرا حذف می کردیم،رضایتمان از آنچه دیده ایم بیشتر می شد.افرا باوجود نمایشنامه ای قدرتمند و مجموعه ای شناخته شده و اجرای زیبای بازیگرانش پشت درهای تالار وحدت زیبا تر از آنچه اجراشد به نظر می رسید.اما بیننده آثار استادی چون بیضایی هرگز پیش داوری اش را پشت درهای تالار جا نمی گذارد؛عنصر شهرت،به همراه تماشاگران بسیاری که با خود می آورد،انتظارات بالایی را هم بر صاحب آن تحمیل می کند.

به بالاترين بفرستيد





49 پيامهاى سخنگاه

اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟

(براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) پيوند هايپرتكست

اگر پيامتان راجع به يك مقاله چاپ شده يا به يك صفحه اى كه داراى اطلاعات سودمندى است مربوط ميشود، خواهشمند است عنوان صفحه وآدرس آنرا در زير مشخص كنيد

(اختيارى) كى هستيد؟




”





ريپورت ها

* یادداشت
* وب
* نشریات
* موسیقی
* سینما
* بیلبورد
* تلویزیون
* تئاتر
* رادیو
* وبلاگ
* کتاب
* رسانه های جدید



ستون ها

* مقالات
* پنجره ارتباطات
* روزنامه نگاری شهروندی
* اقتصاد رسانه
* دریچه



مطالب مرتبط

* تئاتر برای همگان نیست
* صداهای فراموش شده
* یک اتاق و چند صندلی برای مخاطب
* افرا تاب بارسنگین شهرت را ندارد
* همان طور که چخوف هست



محبوب ترين ها

* حالا که می شود، اعتراض می کنیم
* وقتی که "رسانه" اسم مستعار "بلندگوی قدرت" می شود
* فن آوری حریم خصوصی ام را کشت!
* تماس با ما
* جا به جایی ها ادامه دارد...



جستجو