“




سواد رسانه اي نياز دنياي امروز

پيام آزادي

نویسنده میهمان | 2 اردیبهشت 1388

زمانی که شما برای خرید به سوپرمارکت می روید، چند تصمیم می گیرید؟ مسئله عجیبی است اگر که بگویید 25 تصمیم، اما درباره تمامی اقلامی که تصمیم گرفتید نخرید، چطور؟ امروزه میانگین اقلامی که در قفسه های سوپرماکت ها وجود دارد، حدود 30000 کالاست. بنابراین در واقع شما در زمان نسبتاً کمی که در سوپرمارکت هستید، 30000 تصمیم می گیرید؛ 25 تصمیم برای اینکه چه کالاهایی بخرید و 29975 تصمیم درباره چیزهایی که نخرید.

فرهنگ نیز مانند یک سوپرمارکت بزرگ از پیام های رسانه ای است. آن پیام ها را چه درک کنیم چه نکنیم، در هر جا هستند و از طریق انتشار و تکثیر پیام ها توسط رسانه های جمعی به ما می رسند. به طور مثال در سال 2003 در جهان حدود 970000 عنوان کتاب منتشر شد و یا اینکه هر ساله در دنیا ایستگاه های رادیویی حدود 65.5 میلیون ساعت و تلویزیون حدود 48 میلیون ساعت برنامه اصلی و بدون تکرار پخش می کنند. همچنین ما با رایانه های شخصی وقتی که به اینترنت وصل می شویم، تقریباً به 3000 روزنامه دسترسی داریم و در تارنمای جهان گستر قابلیت دسترسی به حدود 2.5 بیلیون مستندات را پیدا می کنیم.

در دنياي امروز چالش اطلاعاتی درباره چگونگی کسب دسترسی نیست، بلکه مشکل بسیار ضروری، چگونگی پا به پا رفتن و حفظ رابطه با اطلاعات است. به طور مثال اگر شما برای خواندن تنها کتاب های جدید منتشر شده در سال تلاش کنید، شما بایستی در هر هشت دقیقه از 24 ساعت شبانه روز، بدون هیچ گونه استراحت در طول سال، یک کتاب بخوانید. تمام این تلاش ها تنها برای پا به پا پیش رفتن با یک پانزدهم از عنوان های جدید منتشر شده در طول یک سال است ! همچنین اگر خواهان این باشید که تمامی برنامه های تلویزیونی پخش شده یک سال را تماشا کنید، شما باید حدود 55 قرن را بدون استراحت به تماشای این برنامه ها اختصاص دهید!

ما در محیطی زندگی می کنیم که بسیار متفاوت از دیگر محیط ها و شرایطي است که اجدادمان طي كرده اند. محیطی که با هر قدم، تغييرات بسياري می کند و بنا بر نسل شتابنده اطلاعات و تقسیم آن اطلاعات از طریق افزایش تعداد کانال ها و تردد سنگین ابزارهای رسانه ای، پیام ها توسط همه کس، همه جا به طور متداوم منتقل، و همه با اطلاعات اشباع می شوند. این واقعیت ها نشان دهنده فراگیر بودن و نقش بسیار مهم رسانه های جمعی در جوامع بشری امروز است که در اشکال مختلف بر دیدگاه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مردم تاثیر می گذارند و نحوه برداشت آنها را از دنیای امروز شکل می دهند.

حال چطور ما می توانیم خودمان را در مقابل تاثیرات منفی و یا ناخواسته رسانه ها حفظ کنیم؟ آیا می توانیم خریدن، خواندن، تماشا کردن، گوش دادن انواع رسانه ها را متوقف کنیم؟! یا اینکه باید آنچه رسانه ها به جامعه و اجزای آن تزریق می کنند را با بالا بردن توانایی و آگاهي، بهتر و درست تر دریافت و درک کنیم.

یکی از مهمترین مولفه های مهم در سیاست گذاری هاي رسانه ای و ارتباطی که در نیم قرن اخیر توسط کشورهای مختلف جهت تحقیق، تحلیل، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها بر روی اقشار مختلف جامعه به کار رفته، «سواد رسانه ای» است.

سواد رسانه ای در واقع یک نوع درک متکی بر مهارت است که می توان بر اساس آن انواع رسانه ها را از یکدیگر تمیز داد، انواع تولیدات رسانه ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی كرد و نحوه کارکرد رسانه ها و معنی سازی در آنها را درک نمود. در واقع سواد رسانه ای بینندگانی را پرورش مي دهد که توانایی گزینش دارند و شکل، قالب و محتوا در رسانه های جمعی را با نگاهي انتقادی مي نگرند.

انجمن ملی آموزش سواد رسانه ای آمریکا (AMLA) هدف آموزش سواد رسانه ای را کمک به اشخاص در تمامی گروه های سنی جهت توسعه وضعیت های تحقیق و مهارت های مواجه با رسانه ها می داند و معتقد است افراد نیاز دارند در دنیای امروز متفکرانی منتقد، ارتباط گرانی موثر و شهروندانی فعال باشند.

سواد رسانه ای در دنیای امروز به دنبال مقابله با کارکردهای رسانه های بزرگ غالب است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند.

در تعریف واحدی که از سوی بسیاری از متخصصان این مبحث بيان مي شود، سواد رسانه ای عموماً به عنوان توانایی دسترسی به رسانه ها، درک و فهم رسانه ها، ارزیابی منتقدانه زمینه های مختلف و محتوای رسانه ها و نیز خلق ارتباط در بافت ها و شرایط مختلف تعریف می شود.

سواد رسانه ای برای ارتباطات تجاری

تبلیغات قسمتی از زندگی روزانه و نیز یکی از قسمت های اقتصاد بازار آزاد است كه در جهان امروز به عنوان«نيرو ارتبـاطی مسلط و غالب » و يا «نشانه هاي مورد پسندعامه» در نظر گرفته مي شود. تبليغات با آراستن کالاها از طريق معني دادن به آنها، معني یا رمزگان فرهنگي جایگزین را به خوانندگان نشان مي دهند و سعي مي كنند از طريق بازنمايي هاي بصري و تکنيک های مختلف که به طور ماهرانه اي در آنها گنجانده شده، نشانه های مختلف را از عرصه های دیگر مانند ورزش، سياست و هنر به عرصه تبليغات کشانده و تمامي ارزش ها يا معناي کالاها را به مصرف كننده منتقل كنند و باعث شوند بيننده آگهي از ارزش يا معناي به کار رفته جدا شده و تنها ارزش کالا را ببيند.

«داگلاس کلنر» در این راستا معتقد است، چالش ها و مشكلات محسوس هر جامعه، در متون فرهنگی رسانه، به خصوص در رسانه های تجاری صنایع فرهنگی خوابیده است چراکه آنها متونی را تولید می کنند که پر از طنین توجهات مردم است.

کلنر پیشنهاد می کند که آموزش سواد رسانه ای باید در بررسی برخورد فرهنگی رسانه های تجاری باشد و این بسیار مهم است که ما میان ایدئولوژی های هژمونیک، گفتمان ها و متونی که اقدام به براندازی ایدئولوژی های غالب می کنند، تفاوت قائل شویم.

«مسترمن» نيز به‌طور مشخص بر ملاحظات اجتماعي ـ سياسي رسانه‌ها از جمله نفوذشان در قالب «صنعت آگاهي» و توليد و پخش اطلاعات رسانه ها تأكيد مي‌كند. او به آموزش سواد رسانه‌اي از اين ديدگاه مي‌نگرد كه به شهروندان كمك مي‌كند تا بياموزند چگونه بازنمايي هاي رسانه‌اي مي‌توانند منعكس‌كننده، تغييردهنده و يا تحريف‌كننده جنبه‌هايي از واقعيت باشند. وی هدف از چنين ديدگاهي را در آينده مانعي مي داند كه دانش‌آموزاني تربيت شوند كه «احتمالاً در بقيه عمر خود يا به صداقت تصاوير و بازنمايي هاي رسانه‌اي به صورتي كاملاً بي‌پايه ايمان بياورند و يا به شيوه‌اي به همان اندازه خطرناك دچار شكاكيتي بدون داشتن قوه تشخيص شوند و رسانه‌ها را منشأ هرگونه شري به حساب آورند»

«پاوول مزاریس» نيز در همين راستا معتقد است به طور ایده آل سواد رسانه اي باید تمامی زمینه های طرز کار رسانه ها مانند: بنیان های اقتصادی، ساختارهای سازمانی، تاثیرات روانی، نتایج اجتماعی و بالاتر از همه زبان به كار رفته در رسانه ها را دربرگیرد که این موارد می تواند شامل قواعد تصویری و استراتژی های بلاغی و خطابی تبلیغات، برنامه های تلویزیونی، فیلم ها و دیگر شکل های محتوای رسانه های جمعی باشد.

حال با توجه به آنکه رسانه ها کلید تواناگری برای شهروندان جهت فهم و درک بهتر جهان و مشارکت در زندگی فرهنگی و دموکراتیک هستند، ما باید سعی کنیم با توانمند ساختن سطح سواد رسانه ای مان در خصوص پنج موضوع؛ «تاثیرات رسانه اي» ، «محتوای رسانه اي»، «صنایع رسانه اي»، «ویژگی ها و خصیصه های جهان واقعی» و «خودمان»، در مواجه صحیح با جهان تبلیغاتی شده، به درستی برخورد کنیم.

P.-S.

اين مقاله نخستين بار در ماهنامه سپيده دانايي درج شده است و براي اولين بار در وب توسط رسانك بازنشر داده مي‌شود.

به بالاترين بفرستيد





اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟

(براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) پيوند هايپرتكست

اگر پيامتان راجع به يك مقاله چاپ شده يا به يك صفحه اى كه داراى اطلاعات سودمندى است مربوط ميشود، خواهشمند است عنوان صفحه وآدرس آنرا در زير مشخص كنيد

(اختيارى) كى هستيد؟




”





ريپورت ها

* یادداشت
* وب
* نشریات
* موسیقی
* سینما
* بیلبورد
* تلویزیون
* تئاتر
* رادیو
* وبلاگ
* کتاب
* رسانه های جدید



ستون ها

* مقالات
* پنجره ارتباطات
* روزنامه نگاری شهروندی
* اقتصاد رسانه
* دریچه



مطالب مرتبط

* سواد رسانه اي نياز دنياي امروز
* پدر 13ساله در رسانه ها
* ماهواره امید؛ فرصتی برای شوخ طبعی
* شکاف دیجیتالی : برگ برنده یا بازنده؟



محبوب ترين ها

* حالا که می شود، اعتراض می کنیم
* وقتی که "رسانه" اسم مستعار "بلندگوی قدرت" می شود
* فن آوری حریم خصوصی ام را کشت!
* یک اتاق و چند صندلی برای مخاطب
* تاوان قلم



جستجو